![]() |
![]() |
|
| ادبی |
رها ساز خود را از آن چه مانع می شود آنی بشوی که می خواهی. از همه ی تردید ها که به توان خود وبه رویا های ارزشمند خود داری و از این توهم که آن ها فراچنگ نمی توانی آورد یا آنکه خواسته های راستین تو نیستند خود را رها کن از همه ی گذشته ها. زیبایی های دیروز همچنان از آن تواند در خاطره هایت اما آن چه را می خواهی از یاد بری فراموش خواهی کرد که تا فردا تنها طلوعی بیش نمانده است. از تصور افسوس و گناه خود را رها ساز و عهد کن که امروز را به کمال توان خود سرشار زیست کنی. از بند خواسته های دیگران خود را رها کن و هرگز شرمسار و سر افکنده مباش که به معیار ایشان زندگی نکرده ای. اهمیت هیچ کس برای تو بیش از تو نیست. به محور احساس خویش زندگی کن که بهترین وسزاوارترین همین است. و آن گاه دیگران به حرمت شرافت و امانت تو سر فرود آورند به تحسین. رها ساز خود را که تنها خود باشی... و بدین سان فراتر از رویا های خویش به پرواز در خواهی آمد. ادموند او نیل |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 17:16 توسط سمانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...
|
| پیوندها |
|
**فروشگاه روزانه ** دوستان آزمایشگاهی رهگذر سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره سروده های یک دوست دار ادب دلتنگ دلتنگی های آسمان سیزده مرداد هشتاد و چهار |
|
RSS
|