تبليغاتX
پرنیان
ادبی

نام من عشق است آیا می شناسیدم؟

زخمی ام ـ زخمی سراپا می شناسیدم؟

با شما طی کرده ام راه درازی را

خسته هستم خسته آیا می شناسیدم؟

راه ششصد ساله ای از دفتر "حافظ"

تا غزل های شما!ها  می شناسیدم؟

این زمانم گر چه ابر تیره پوشیده است

من همان خورشیدم اما می شناسیدم

پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر

اینک این افتاده از پا می شناسیدم؟

می شناسد چشم هایم چهره هاتان را

همچنانیکه شما ها می شناسیدم

                 ***

ایچنین بیگانه از من رو مگردانید

در مبندیم به حاشاها می شناسیدم!

من همان دریایتان ای رهروان عشق!

رودهای رو به دریا! می شناسیدم

اصل من بودم بهانه بود و فرعی بود

عشق "قیس" و حسن "لیلا" می شناسیدم

در کف "فرهاد" تیشه من نهادم  من!

من بریدم "بیستون" را می شناسیدم

مسخ کرده چهره ام را گر چه این ایام

با همین دیدار حتی می شناسیدم

               ***

من همانم مهربان سال های دور

رفته ام از یادتان؟یا می شناسیدم؟

حسین منزوی           

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 15:26  توسط سمانه | 

۱.کسی را که به باطن شرمسارست به ظاهر نکوهش مکن!

و از نفس خویش شرم دار!

۲.چون خواهی سپاس کسی را در افزونی نعمت بدانی

 بنگر که بردباریش در نقصان آن چگونه است.

۳.چون کسی با تو وصف حال خویش کند نومیدش مدار!

چه اینکه تو را در آگاهی بر درون خویش با خدا شریک دانسته است.

افلاطون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:42  توسط سمانه | 

خدا مشتی خاک را بر گرفت.می خواست لیلی بسازد.

از خود در او دمید و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد.

سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد.لیلی باید عاشق باشد.

زیرا خدا در او دمیده است.و هر که خدا در او بدمد عاشق می شود.

لیلی نام تمام دختران زمین است.نام دیگر انسان.

خدا گفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.

آزمونتان تنها همین است:عشق.

و هر که عاشق تر آمد نزدیکتر است.

پس نزدیکتر آیید نزدیکتر.

عشق کمند من است.کمندی که شما را پیش من می آورد.

کمندم را بگیرید. و لیلی کمند خدا را گرفت.

خدا گفت: عشق فرصت گفتگو ست.گفتگو با من.

با من گفتگو کنید.

و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد.لیلی هم صحبت خدا شد.

خدا گفت:عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.

و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند.

عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 14:13  توسط سمانه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...

نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
پیوندها
**فروشگاه روزانه **
دوستان آزمایشگاهی
رهگذر
سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره
سروده های یک دوست دار ادب
دلتنگ دلتنگی های آسمان
سیزده مرداد هشتاد و چهار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM