![]() |
![]() |
|
| ادبی |
با سلام خدمت فرشته های خوب بی مقدمه دلم گرفته است می شود کمی برای من دعا کنید؟ یا اگر خدا اجازه می دهد یک کمی به جای من خدا خدا کنید؟ راستی فرشته ها سلامتید؟ حال من که هیچ خوب نیست جانماز سبز من دوباره گم شده شب رسیده توی آسمان دل ولی ردپای روشن ستاره گم شده خوش به حالتان فرشته ها هر کجا که خواستید می پرید روی باد روی ابر روی شانه های ماه آسمان هم از شما همیشه راضی است می روید بی گناه بی گناه بی گناه راستی به من نگفته اید آن طرف کنار لحظه های دوردست روزهای آسمان چه شکلی است؟ کاش می شد ای فرشته ها راه خانه ی ستاره را به من نشان دهید یا که از فراز قله های نور دستی از دعا برای من تکان دهید راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است او مسافر است می رود به شهر آفتاب گرچه راه آفتاب بسته است کاشکی نمازهای صبح من قضا نمی شدند دست های من هیچ وقت از آسمان جدا نمی شدند ای فرشته ها به دست های من کمک کنید دست های کوچکی که اشتباه می کنند یا به قول مادرم گناه می کنند بگذریم -پیچک کنار پنجره نور ماه را مثل نردبان گرفت و رفت آخرش به آسمان رسید یک سبد ستاره چید من ولی هنوز چقدر کوچکم ماه مثل سیب روشنی روی شاخه های دور آرزو نشسته است حیف که برای چیدنش نردبان من شکسته است دیگر این دیوها چراغ های کوچه را شکسته اند هر کجا که می روم فکر می کنم که در کمین رفت و آمدم نشسته اند ای فرشته ها که تا همیشه روشنید یک چراغ هم برای من بیاورید ای فرشته ها ای که دل به حجره های نور بسته اید حرف های من هنوز ناتمام مانده است هیچ کس ولی شعر های دفتر دل مرا نخوانده است با وجود این بیش از این مزاحم شما نمی شوم پس خدا همیشه حافظ شما ای فرشته ها فرشته ها فرشته ها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:46 توسط سمانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...
|
| پیوندها |
|
**فروشگاه روزانه ** دوستان آزمایشگاهی رهگذر سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره سروده های یک دوست دار ادب دلتنگ دلتنگی های آسمان سیزده مرداد هشتاد و چهار |
|
RSS
|