![]() |
![]() |
|
| ادبی |
گفتم : (( بهار - خنده زد و گفت: ـ ای دریغ دیگر بهار رفته نمی آید. )) گفتم : (( پرنده؟ گفت : اینجا پرنده نیست. )) (( اینجا گلی که که باز کند لب به خنده نیست. )) گفتم : ـ درون چشم تو دیگر...؟ گفت : دیگر نشان ز باده ی مستی دهنده نیست. )) (( اینجا بجز سکوت سکوتی گزنده نیست. )) حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:36 توسط سمانه |
|
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:17 توسط سمانه |
|
خوش به حالش که از سختی های زندگی و بدیهابی خبره! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:43 توسط سمانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...
|
| پیوندها |
|
**فروشگاه روزانه ** دوستان آزمایشگاهی رهگذر سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره سروده های یک دوست دار ادب دلتنگ دلتنگی های آسمان سیزده مرداد هشتاد و چهار |
|
RSS
|